تبليغاتX

خدا کند فقط اين عشق از سرم برود/خدا کند که فقط زود آن زمان برسد!.............هيس!...........

آن روز اگر خود بال خود را می‌شكستم/اكنون نمی‌گفتم بمانم یا نمانم؟/قفل قفس باز و قناری‌ها هراسان/دل‌كندن آسان نیست، آیا می‌توانم؟..........................!هـــــــــــــــــــــــــــیس خاطراتمو نگه دار/اما دستامو رها کن!

يه پنجره با يه قفس/يه حنجره بي هم نفس/سهم من از بودن تو/يه خاطره است همينو بس!.هــــــــــــیس!is|-|


خاطراتمو نگه دار/اما دستامو رها کن!


جز من اگرت عاشق و شيداست بگو/ور ميل دلت به جانب ماست بگو/ور هيچ مرا در دل تو جاست بگو/گر هست بگو،نيست بگو،راست بگو...!.... هيس!...........


خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني ، بعد بفهمي دوست نداره!...... هيس!........... !



پسري يه دختري رو خيلي دوست داشت که توي يه سي دی فروشي کار ميکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هيچي نگفت. هر روز به اون فروشگاه ميرفت و يک سي دي مي خريد فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از يک ماه پسرک مرد... وقتي دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد. دخترک ديد که تمامي سي دي ها باز نشده... دخترک گريه کرد و گريه کرد تا مرد. ميدوني چرا گريه ميکرد؟ چون تمام نامه هاي عاشقانه اش رو توي جعبه سي دي ميگذاشت و به پسرک ميداد!...... هيس!...........!

خبر به دورترين نقطه جهان برسد/نخواست او به منٍ خستهٍ بي کمان برسد/شکنجه بيشتر از اين که پيش چشم خودت/کسي که سهم تو باشد به ديگران برسد/خدا داند که من نفرين نمي کنم/نکند به او که عاشق او بوده ام زيان برسد/خدا کند فقط اين عشق از سرم برود/خدا کند که فقط زود آن زمان برسد... هيس!...........

 

با تو هستم.

تویی که رویت را  از من بر میگردانی.

به چشمانم نگاه کن.

اشکهایم هنوز خشک نشده اند.

از چه میترسی  ,

من گناهت را بخشیده ام.

هنوز آنقدر عاشقت هستم

که هیچ کینه ای از تو به دل ندارم.

تو را به خدا سپرده ام ,

نه نگران نباش نفرینت نمی کنم.

برایت دعا ی خیر میکنم.

دعا میکنم که خدا هم ترا ببخشد

وتنهایت نگذارد.

دوست ندارم تو هم مثل من

طعم تلخ تنهایی را حس کنی.

دوست ندارم تو هم مثل من

شکستن قلبت را تجربه کنی.

پس هرگز نفرینت نخواهم کرد

وترا به خدا خواهم سپرد.

تا در پناه او به زندگیت ادامه دهی .

در کنار هرکس وهر چیز که دوستش داری.

به چشمانم نگاه کن ,

آنها را به خاطر بسپار.

آنها همیشه نگران تو هستند...

هـــــــــــــــــــــــــــیس!is|-|

نمي خواهم بجز من دوست دار ديگري باشي/نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فکر ديگري باشي/نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند/نمي خواهم کسي نامش به لبهاي تو بنشيند/نمي خواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي/نمي خواهم کسي يارت شود در راه اين هست!.... هيس!...........

 

 

از یادم نخواهی رفت

 

مرا از یاد خواهی برد می دانم

و من از دیدگان سرد یک روز می خوانم

سرود تلخ و غمگین خداحافظ

مرا از یاد خواهی برد می دانم

و می دانم که از یادم نخواهی رفت

من این را خوب می دانم

که روزی هم مرااز خویش خواهی راند

وقلبت را که روزی اشیان گرم عشق بود خواهی برد

تو از یادم نخواهی رفت

وچشمان تو هر شب

اسمان تیره احساس مرا نور می پاشد

و من با خاطراتت زنده خواهم ماند

چه غمگینم از این رفتن

و ازاین روز های سردوتنهایی چه بیزارم

مرا از یاد خواهی برد می دانم

و می دانم که از یادم نخواهی رفت

هـــــــــــــــــــــــــــیس!is|-|........

 

تورا مي خواستم تا در جواني/نميرم از غم بي همزباني/غم بي همزباني سوخت جانم/چه مي خواهم دگر زين زندگاني؟!....هيس!...........




قسمت من همينه

 

كه بر سرم گذشته

 

نميكنم گلايه،اين كار سرنوشته!

 

.........ـــ ــ ــــ ــــ ــــ ـــ ــــ ـــ..........

ما آدما خيلي عجيبيم.

 

چيزايي رو ميخواييم كه ميدونيم براما نيست و هيچوقت بهش نميرسيم

 

اشتباه منم همين بود.

 

اشتباهم اين بود كه تو رو انتخاب كردم

 

با اينكه ميدونستم دستات تودسته منه ولي دلت براي ديگريست.

 

خيلي زياده روي كردم.

 

خيلي!

 

ولي تو ميتوني با كسي بري و بسازي

 

كه بهت نزديكتره

 

هيچوقت تنهات نميذاره!



his


نيازي به دلداري و هم قفس نيستم!

 

دوست دارم تو قفسم به هر قيمتي هم كه شده

 

تنها بميرم!

 

.........ـــ ــ ــــ ــــ ــــ ـــ ــــ ـــ..........

 

بس که دیوار دلم کوتاه است

 

هر که از کوچه تنهایی ما میگذرد

 

به هوای هوسی هم که شده

 

سرکی می کشد ومی گذرد!



وقتي خنديدي به رفتنم دلم از تو شكست / بعد تو ديگه دلم دل به غريبه ها نبست / تك تك خاطره هامون هرچي بود ديگه گذشت /جاي من كي توي قلب مهربون تو نشست؟!؟
+ حک شده روی دیوارهای قفس در  یکشنبه 3 آبان1388 زمان خط خطي شده 7:26 بعد از ظهر  توسط همـــــون بی صـــــدا.یادت که نرفته؟!...  | 



و اين هم آخرين آپ (شايد) همون بي صدا در اين وبلاگ!....  

فقط به خاطر اون تو وبلاگم چيزي مينوشتم.  

ديگه نه نت ميام و نه تو وبلاگي فعاليت ميكنم.  

هدف من از اومدن تو نت و وبلاگ بودن با اون بود  

ولي ديگه ما باهم نيستيم و از هم جدا شديم  

يعني من(همون بي صدا) اينطوري خواستم!


http://i7.tinypic.com/5xo21p3.jpg


دستامو رها كن!


همين!





ادامه مطلب...

وقتي خنديدي به رفتنم دلم از تو شكست / بعد تو ديگه دلم دل به غريبه ها نبست / تك تك خاطره هامون هرچي بود ديگه گذشت /جاي من كي توي قلب مهربون تو نشست؟!؟
+ حک شده روی دیوارهای قفس در  چهارشنبه 22 مهر1388 زمان خط خطي شده 0:42 قبل از ظهر  توسط همـــــون بی صـــــدا.یادت که نرفته؟!...  | 




من شكستم عهد و پيمان رفاقت را!.....

 

گفته بودم برنخواهم گشت تا روز ...!

 

ولي باز عهد شكني كردم.

 

__________________________

 

رسيدم به آخر

 

انتهاي جاده ي رفاقت

 

گويند اين راه انتها ندارد 

 

ولي من باز عهد شكني كردم!







 

و حرفاي من!

يه پنجره با يه قفس يه حنجره بي هم نفس

 

سهم من از بودن تو يه خاطرست همينو بس

 

تو اين مثلث غريب ستاره هارو خط زدم

 

دارم به آخر ميرسم از اونور شهر اومدم

 

يه شب كه مثل .... خيمه زده رو باورم

 

ميخوام تو اين سكوت تلخ صداتو از ياد ببرم

 

بذار كه كوله بارمو رو شونه شب بذارم

 

بايد كه از اينجا برم فرصت موندن ندارم

 

اه و ترانه تو نگات شوق رسيدن تو تنم

 

تو حجم سر اين قفس منتظر پر زدنم

 

من از تبار غربتم از آرزوهاي محال

 

قصه ي ما تموم شده با يه علامت سوال!

 

 


ادامه مطلب...

وقتي خنديدي به رفتنم دلم از تو شكست / بعد تو ديگه دلم دل به غريبه ها نبست / تك تك خاطره هامون هرچي بود ديگه گذشت /جاي من كي توي قلب مهربون تو نشست؟!؟
+ حک شده روی دیوارهای قفس در  دوشنبه 20 مهر1388 زمان خط خطي شده 10:22 بعد از ظهر  توسط همـــــون بی صـــــدا.یادت که نرفته؟!...  | 


 

سکوت

 

همین!.......هیس!

.

.

.

.

 ..................................................

 

میروم

نمیدانم تا کجا؟

.

روزی بر خواهم گشت

 ولی نمیدانم کی؟

.

دلتنگت میشوم

چاره ای خواهد داشت؟

_____________________

 

گر چه از فاصله ماه به من دور تری
ولی انگار همين جا و همين دور و بری
ماه می تابد و انگار تويی می خندی
باد می آيد و انگار تويی می گذری

 

 

ماه من غصه چرا؟

تو مرا داری و من،هرشب و روز

آرزویم همه خوشبختی توست

ماه من!

دل به غم بستن و از یاس سخن ها گفتن

کار آنهایی نیست که خدا را دارند

ماه من !

غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید

یا د ل شیشه ای ات از لب پنجره ی عشق

زمین خورد و شکست

با نگاهی به خدا چتر شادی وا کن

و بگو با دل خود :

که خدا هست،خدا هست

ماه من!

غصه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی،بودن اندوه است

این همه غصه و غم این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه،اندوه یک باغند

همه را باهم و با عشق چیدن

ولی از یاد مبر

پشت هر کوه بلند،سبزه زاریست پر از یاد خدا

و در آن باز کسی میخواند

که خدا هست خدا هست!

 


وقتي خنديدي به رفتنم دلم از تو شكست / بعد تو ديگه دلم دل به غريبه ها نبست / تك تك خاطره هامون هرچي بود ديگه گذشت /جاي من كي توي قلب مهربون تو نشست؟!؟
+ حک شده روی دیوارهای قفس در  پنجشنبه 19 شهریور1388 زمان خط خطي شده 0:2 قبل از ظهر  توسط همـــــون بی صـــــدا.یادت که نرفته؟!...  | 


 

 

تو این روزا بد جوری دلتنگ توام!

میخوام صداتو بشنوم

واسم بخون!

_____________________

برام بخون !


آوازه خون ! برام بخون ! غم تو صدات زندونيه !
بخون كه پشت واژه هات يه هق هق پنهونيه !
اين شب كهنه هم گذشت ، قصه ي فردا رو بخون !
حرفاي قيمتي بزن ! شعر دل ما رو بخون !
بخون از اين قناريا كه طعمه ي قناره ان !
تاريخ تكراري بخون ! جمجمه ها مناره ان !

ترانه هات چه زخميه !
آوازه خون ! آوازه خون !
حنجرت جلا بده !
آينه باش ! برام بخون !

بخون از اين آينه ها كه انعكاس سايه ان !
بخون از اين حنجره ها كه نق نق گلايه ان !
بخون تا ساز بي صدا ، صاحب يك صدا بشه !
بخون تا دروازه ي عشق ، رو به ترانه وا بشه !
بخون تا من سفر كنم به غربت صداي تو !
بخون تا خورشيد خانوم قاب بگيرم براي تو !

ترانه هات چه زخميه !
آوازه خون ! آوازه خون !
حنجرت جلا بده !
آينه باش ! برام بخون !
_________________________

شاعر:يغما گلرويي

 

 

 


وقتي خنديدي به رفتنم دلم از تو شكست / بعد تو ديگه دلم دل به غريبه ها نبست / تك تك خاطره هامون هرچي بود ديگه گذشت /جاي من كي توي قلب مهربون تو نشست؟!؟
+ حک شده روی دیوارهای قفس در  شنبه 14 شهریور1388 زمان خط خطي شده 4:54 بعد از ظهر  توسط همـــــون بی صـــــدا.یادت که نرفته؟!...  |